الشيخ المنتظري

548

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اين دو جمله در عين تغيير كلمات به يك معنا هستند ، و اين از خصوصيّات حضرت امير ( عليه السلام ) است كه يك معنا را با چند عبارت بيان مىفرمايند كه به اين كار تفنّن در عبارت مىگويند . « وَبَيْنَ فَجَوَاتِ تِلْكَ الْفُرُوجِ زَجَلُ المُسَبِّحِينَ مِنْهُمْ فِى حَظَائِرِ الْقُدْسِ ، وَسُتُراتِ الْحُجُبِ ، وَسُرادِقَاتِ الَْمجْدِ » ( و بين آن راههاى گشاده آواز تسبيح كنندگانى از ملائكه در مكانهاى پاك و پاكيزه و در پشت پرده هاى عظمت و مجد طنين انداز است . ) « فجوات » جمع « فجوة » به معناى جاى وسيعى است كه ميان دو چيز قرار دارد ، « بين فجوات تلك الفروج » يعنى در ميان آن جاهاى وسيعى كه در ميان آن شكافها وجود دارد ; مثلاً ميان ستاره جدى و زحل يك شكاف وسيعى وجود دارد ، ميان خورشيد و ماه يك شكاف وسيعى ، يعنى يك فضاى خالى بزرگى وجود دارد ، ميان ستاره مريخ و مشترى ، يا مريخ و جدى ، يا مريخ و زحل و . . . يك شكاف يا فضاى خالى بزرگى وجود دارد . « زَجَل » به معناى سر و صداست ، « زجل المسبّحين » يعنى سر و صداى تسبيح كنندگان ; وقتى عدّه اى از افراد در يك جا به خواندن دعا يا هر ذكر و ورد ديگرى مشغول شوند ، سر و صدا و همهمه آنها آن مكان را پر مىكند . حضرت فرموده اند : « و بين فجوات تلك الفروج زجل المسبّحين منهم فى حظائر القدس » سر و صداى تسبيح كنندگانِ از اين ملائكه در ميان آن جاهاى وسيعى كه در ميان شكافهاى جوّ وجود دارد بلند است و اين صداها در حظيرة القدس است . « حظائر » جمع « حظيرة » و به معناى « محظورة » است ، « محظورة » يعنى جايى كه دور آن ديوار كشيده شده و محصور است ; جايى را كه چوپانها با چوب دور آن را محصور مىكنند حظيره است و اين لغت اصلاً براى همين معنا قرار داده شده ولى بعداً به هر جاى محصور گرچه مقدّس باشد حظيره گفته اند ، و مقصود جايى است